امروز : شنبه, 04 آذر 1396

مقاله - مأذون

مأذون

 سرزمین پهناور فارس که اینک به استان‌های فارس، کهگیلویه و بویراحمد و ساحلی تقسیم شده، مهد زندگی ایلات بزرگی از عشایر ایران است که در میان آن ها ایل قشقایی دارای جمعیتی بیشتر، تاریخی کهن تر و آوازه ای گسترده‌تر می‌باشد. مردم قشقایی شیعه دوازده امامی هستند و به زبان ترکی تکلم می کنند. تا اوایل نیمه دوم قرن چهاردهم هجری شمسی بیشتر آنان چادرنشین بوده، تابستان ها را در مناطق مرتفع و سردسیریشمال استان و زمستان ها را در مناطق جنوبی آن به ییلاق و قشلاق می پرداختند. اما در حال حاضر اکثر آنان یکجانشینی را به کوچ ترجیح داده و ساکن شده اند. دامداری و پرورش اسب و شتر، کار اصلی آنان بوده و در کنار آن گاهی کشاورزی هم می‌کرده‌اند. هنرهای دستی زنان ایل در قالب قالی های نفیس، گلیم‌های خوشنقش، جاجیم های زیبا و... هنوز هم از شهرت جهانی برخوردار است.

 

مردم صبور و زحمتکش قشقایی با اینکه همواره از امکانات زندگی و رفاه مادی بی‌بهره بوده اما گاهی در دامان خود شخصیت های بزرگی را پرورش داده اند که منشاء تحول عظیمی در جامعه شده و افتخاری بر افتخارات میهن اسلامیمان افزوده است. از میان این بزرگمردان عالم ربّانی فقید، حکیم جهانگیرخان قشقایی را در جهان اسلام، مرحوم سردار عشایر (صولت الدوله) را در مبارزات ضد استعماری و اندیشمند بزرگ عشایر، زنده یاد محمد بهمن بیگی، برنده جایزه جهانی کروبسکایا، را در تعلیم و تربیت می توان نام برد.

 

مسلماً «مأذون»درخشانترین ستاره آسمان عشق و عرفان و شعر و ادب قشقایی است که متأسفانه هنوز در جامعه ادبی ایران گمنام باقی مانده و آنطور که شایسته مقامش بوده معرفی نگردیده است. در این مختصر سعی شده گوشه‌هایی از زندگی اش مورد بحث و بررسی قرار گیرد و سپس گزیده ای از اشعارش تقدیم گردد.

 

نامش سید محمد ابراهیم است و تخلصش مأذون. ولی به خاطر شغل منشی گری و مکتب‌داری به (میرزا مأذون) شهرت يافته. نام پدرش سیدعلی‌رضا از نسل امامزاده حسن مثلث (یحیی) بن حسن مثنی بن امام حسن مجتبی(ع) ملقب به مشایخ هابیل الهاشمی می‌باشد که بقعه متبرکه‌اش در روستای شیخ هابیل کهگیلویه در شمال دهدشت واقع گردیده است. مادر مأذون، از تیره قادرلو (قادلی) از طایفه عمله قشقایی استو چون در میان مردم این ایل دیده به جهان گشوده و تا آخر عمر با مردم آن زندگی کرده، بالطّبع به زبان مادری خویش تکلم کرده و شعر سروده است. اما به زبان پدری نیز بی توجه نبوده و گاهی بدان هنرنمایی کرده است. او در آغاز (میرزا) تخلص می‌کرده و اشعاری با این تخلص از وی باقی است اما بعدها از ظل‌السلطان قاجار لقب مأذون دریافت نموده و آنرا تخلص خود قرار می‌دهد.

 

مأذون قشقایی دا تفصیلی بو دور       آتـّـاسـی سـادات کهگیلـویـه لو دور

 

آناسی قشقایی قادلی مشهور            مسکنی شیرازدوراصلی شیخ هابیل        

 

وی دوران کودکی و نوجوانی را نزد پدر به کسب علم و کمالات پرداخته و هنگامی که در 13 سالگی پدر را از دست می‌دهد؛ علاوه بر حفظ قرآن در شاهنامه خوانی، نامه‌نگاری و خوشنویسی مهارتی وافر داشته و از آثار عرفا و بزرگان ادب فارسی نیز بهره‌ها برگرفته بوده است.

 

از مرحوم سید صدرا...  دبیری، نوه مأذون، شنیدم که در همان سن به خاطر معلومات وسیع و هنر و کمالاتش در دستگاه محمدقلی‌خان، ایلخان قشقایی، به کار منشیگری مشغول می‌شود و سال ها در این مقام می‌ماند.

 

چون وی علاقه خاصی به داراب خان و سهراب خان فرزندان مصطفی قلی خان (سردار لشکرآرا) داشته که پدرشان در کرمان به شهادت رسیده بوده است هنگامی که ایلخانی را نسبت به آنان که شاید تنها رقبا و مدعیان فرزندش در امر ایلخانی‌گری بوده‌اند، بدبین می بیند و متوجه می شود که ایلخانی در فکر گرفتن و آزار و ایذای آنان است با سرودن شعری کوبنده و هشدار دهنده با مطلع:

 

ظلم ایٌنان دستگاهی قوران بیخبر       ییغیلـر بـو دستگاه ناتمام بیرگـوٌن

 

کار منشی‌گری را رها و دستگاه ایلخانی را ترک می‌کند و نان خود خوردن و نشستن را بر کمر زرین خدمت بر میان بستن ترجیح می دهد و از آن پس به سیر و سلوک و سیاحت در میان مردم و طوایف مختلف قشقایی رو می آورد.

 

 مأذون دئیه‌ر سئیر ائیله دیم چؤل لری      سیاحـت ائیلـه دیـم آغور ائل لــری

 

  باغچالاردا دوٌردوٌم غنچـه گـوٌل لـری      آیایْدیـٌـنجوانلیٌق یــازدان دوْیمادیم

 

وی شعر را وسیله هدایت و ارشاد قرار داده به مصداق حدیث «اِنَّ المؤمنَ یُجاهِدُ بسیفِه و لِسانِه» با سلاح شعر بر ظالمان می تازد، عادلان را می ستاید، جوانان را پند و اندرز می دهد و درد وآلام درونی مردم را مرهم می نهد.

 

مأذون در اشعار ترکی خود که مهمترین سرمایه ادبی زبان قشقایی است، علاوه بر مضامین عالی عرفانی و نصیحت های حکیمانه در تمام ابعاد زندگی مردم ایل، از قهر و مهر، وصل و هجر، وصف و مدح و هجو و هزل، نیز سخن گفته است او در حماسه سرایی همپای فردوسی قدم برداشته، در سیر و سلوک و مضامین عرفانی همراه حافظ و مولانا شده و در تعلیم و تربیت و اشعار حِکمی با شیخ اجل سعدی شیرازی همگام گردیده است.

 

وی در اشعار خود از آیات، احادیث، تمثیل و آرایه‌های ادبی در زیباترین صورت های ممکن سود جسته و آثاری بدیع به زبان ترکی قشقایی از خود به یادگار گذاشته است. حتی سالها پیش از آنکه نیما یوشیج (پدر شعر نو)قدم به عر صه گیتی نهد؛ مأذون نو پردازی نموده و قالبهای کهن را در هم فرو ریخته است.

 

مأذون علاوه بر اشعار ترکی فراوانش، غزلیات، ترکیب بند، مثنوی و...  نیز به فارسی سروده و اشعاری هم به زبان لُری از وی بر جاي مانده است. هم چنین دو جلد کتاب ترسّلات داشته که بنا به قول آقای عبدالکریم ابو نجمی خنجی آنها را به مظلوم خنجی مکتبدار خنج می سپارد(یا هدیه می کند) و بعدها به وسیله محمد تقی برادرزادۀ مظلوم که به تعلیم و تربیت فرزندان مسیح خان کیخای ایگدر و برادرش مشغول بوده به آنان واگذار می گردد. همچنین تفسیر14 جزء از قرآن کریم از وی باقی مانده، که تنها نسخه خطی آن در اختیار نبیره اش حاج سید محمد باقر دبیری می باشد. آیت ا... حائری شیرازی با بررسی آن فرمودند یکی از بهترین تفسیرهایی است که تا کنون دیده ام.

 

مأذون در طول زندگی سه بار ازدواج می کند به طوری که خود گفته است:

 

هنوز غرق-ي ماتام مأذون  ایشینده
عمّـــامه
باشوندا مصحف دؤشوٌنده


 

اوٌچ گؤزهل آلوبدوراوٌچ اوْن یاشوندا
هنوزچیخمیش‌گؤزی،
قیٌز-
گلین ده‌دیر

 

 

از حاصل این ازدواجها پسری به نام احمد داشته که جوانمرگ می شود و در ماتمش چنین می سراید:

 

اَسْدی بهار یئلی، گوٌل لر اوْیاندی
اوْت
دوٌشدی
طاقتیم خرمنی یاندی

 

یاربّ اوْلار هاچان اویانا اوْغلوم
آلوشدی
جیگریم، قوْی یانا اوغلوم

     وی دخترانی هم به نامهای جواهر سلطان و خورشید بی بی داشته که اولی مادر مرحوم سید صدرالله دبیری، (راوی زندگینامه)، بوده و دومی با یکی از محترمین روستای دو کوهک شیراز ازدواج می کند.

 

مأذون که در سال 1246 (ه ـ ق) 1209شمسی، در ایل قشقایی قدم به عرصه زندگی نهاده پس از 65 سال زندگی پر از رنج و عسرت، در سال 1314(ه ـ ق) 1274 شمسی، در شیراز دار فانی را وداع می‌گوید و به وسیله مرحوم خداکرم خان فیلی قشقایی که آن زمان در همسایگی وی می زیسته، پیکرش در بقعۀ شاهزاده منصور، آخرین سلطان آل مظفر، در خیابان تیموری شیراز دفن می‌گردد.

 

مأذونام غربتده ایتـــــــدی نشانوم
وئرمه‌دی
مرادوم، آلمادی جانوم


 

هاردا گزه‌م، هارا اوْلا مکانوم
هئچ ایگیدگؤرمه سین‌گونلریم منیم


 

آرامگاه وی که با راهنمایی مرحوم عزیز خان فیلی قشقایی (فرزند خداکرم خان) در سال 1372 مورد شناسایی قرار گرفته هم اکنون به همت جمعی از عشایرزادگان عزّت طلب و غیرتمند در حال بازسازی است.

       

عید نیمه شعبان مبارک

سالروز تولد منجی عالم بشریت، صاحب الزمان(ع) را به شما تبریک می گوییم.

 

شرکت جوان پرداز

تماس با ما

javanpardaz.ir

منوی اصلی

ورود به سایت



حاضرین در سایت

ما 9 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم